❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ضربان قلب در فاصله بین مرگ و زندگی شلیک می شود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میله های قفس سلب آزادی پرنده محبوس را به هم پاس می دهند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدم خودپرست تصور می کند خورشید برای برنزه کردنش به کنار دریا آمده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی پیش میاد که شما به خط پایان نزدیک میشین یا خط پایان رو رد می کنید ولی هنوز به پشت سرتون چشم دوختید ، یا حواستون نیست که همه چیز تموم شده یا نمیخواین قبول کنید به نقطه پایان رسیدید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشتن یا رسیدن به خط پایان همیشه خوشایند نیست ، همیشه نشون دهنده به نتیجه رسیدن تلاشتون نیست گاهی پایان یعنی وقتتون تموم شده یا رویای طلایی شما پوچ بوده.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی میگشت.