❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی توان بر صراطِ دوست بود ولی بی صلات بود ... و از تمام گلدسته های شهر ، منادی هر روز سه بار ندا میدهد ... و چه کسی میتواند بهانه بیاورد که نشنیدم ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درد علی [ علیه السلام ] دو گونه است، دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد دیگر درد [بسیار بزرگتر] ی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این درد علی [ علیه السلام ] نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، تنهایی است، تنهایی که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی [ علیه السلام ] درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را احساس نمی کنیم. نویسنده : دکتر شریعتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
-یا رب به کرم بر من درویش نگر/ در من منگر در کرم خویش نگر/هر چند نیم لایق بخشایش تو/بر حال من خسته دلریش نگر.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست، تنها به نگاه او می سپارمت . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . از روزی کــه دلــم بیــت المقــدس تــو شــد ... سنــگ میــزنــم بــه هــر اشغــالگــری . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود
راه می افتم
بدون چتر
من بغض میکنم ، آسمان گریه .....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میشه تنهایی بازی کرد ، میشه تنهایی خندید ، میشه تنهایی سفر کرد ، ولی خیلی سخته تنهایی ، تنهایی را تحمل کرد !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر باور داری خاطره ها ماندگارند ، پس آسوده خاطر باش که همیشه در خاطرم هستی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش می دانستی هوای سرد سگ لرزه هایش و باران و برفش را دوست دارم برای اینکه در آغوشم جای بگیری آن هم به بهانه ی گرم شدن ...؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . اگه آفتاب میسوزونه بی خیال آخه تو سایه بونی اگه آدم ها وفا ندارند بی خیال آخه تو مهربونی اگه من واست میمیرم بی خیال آخه تو لایق تر از اونی که میدونی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پشیمونــی برای کارایــی که کـــردی به مــرور از بیـــن میــره اما پشیمونیـــه کارایــی که نکــــردي تا آخر عمـر عذابت میـده!!!