❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین انگار که بار اوله اونهارو میبینین و به آنهائی كه نمیشناسین سلام میکنین غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگیِ من آرام می گذشت. اتفاقی نمی افتاد..! تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد! بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید! آری سکوت! سکوتی که مشحونِ تحمل هاست.. سکوتی که از دنیا بریده است! کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند. آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی! نمی خواهم.. محبت نمی خواهم! آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی. تماشای تو وقت می خواست گوشِ من پاسخی ندید دلم می خواهد صدایت را بشنوم.. همین!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بهترین ایمان آن است که معتقد باشى هر جا که هستى خدا با توست ......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای بایش روی دل جا مانده بود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است........ دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین درد ها و رنج های عالم را در رگهایم جاری کرد!!! دردهایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد...... دوری از تو وحسرتی عمیق به قلبم آویخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای درد ناک داغ ستم پوشاند......... دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش برای داشتنش داشتم....... دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند و مرا وادار کردند به دست خویش از کسانی که دوستشان دارم کنده شوم............ در آن سوی مرزها دوست داشتن گناه است حق من نیست به آتش گناهی که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند.......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سالها بعد چنین میگویند: عشق سرگرمی ایام فراغت بوده است.........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برفــــــ باشد ! باران .. یا آفتاب .. چتر نمی خواهمــــــــ ! بگو معنی لغاتــــــ را ... از نــ و بنویسنـــــ ــد ..! " امنیتـــــــ " حصار دستــــــ های تــ و ستـــــــ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرامشــی میخواهم خلوتــی میخواهم تــو باشی و من در کنار هم تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم و من آرام بگویم ترا دوست دارم و تو گوش کنی و آرام بگوئی .. من هم و شرمِ زیبائی را بر گونه ی تو ببینم ...
محمد جان پایدار باشی ........
14 سال و 24 روز و 19 ساعت و 46 دقيقه قبلفدات سید عزیز خودم ......... ارادت داریم
14 سال و 24 روز و 19 ساعت و 43 دقيقه قبل