❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از آن بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند آسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تـــــو کجـــــــــــایی سهـــــــــــــراب ؟ چشم ها را بستند و چــــــــــه بـــــــا دل کردند وای سهراب کجایی آخـــــــــــــــــر ؟؟؟.. زخم ها بر دل عاشق کردند خــــــــون به چشمان شقایق کردند آب را گـــــــل کردند تـــــــو کجایی سهراب ؟؟؟؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالــــــــــــــــی است! دل خوش سیـــــــــــــــــــــری چند ؟؟؟؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم یه قایق می خواد پر از ارامش یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره قایق ارامش من پارو نداره!!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه کرده ای " تو " با دلــــــــم ؟ که از تو پیش دیـگران گلایه هــــم که می کنم شـــــعر حساب می شود ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد … پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی باید به دور خودیک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری...... که این دیوار را بشکنند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر جایی که ایستاده اید را نمیپسندید... عوضش کنید... شما درخت نیستید!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . زبان مشترکی داریم با این همه یکدیگر را نمی فهمیم ما باید مثل غارنشین ها تنها به علامت دست های مان اکتفا می کردیم آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی میانمان جدایی نمی انداخت . .