❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگرکسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلتنگ بودم و خسته .. آمدم تا ماه نگاهت را از پشت پنجره بچینم... اما پاییز حرفهایت به هوای شعرم خورد ! و رعد یادت در واژه هایم پیچید، تمام خاطرات کز کرده از تو خیس شدند...!! چه بگویم وقتی دیوانه وار سمت گل هایی از تو آب میدهم، در حرکتم وآخرش نمیدام.. به کدام نا کجا آباد می رسم؟ تازه لهجه شعرم بهاری شده بود که تو آمدی... ونگذاشتی لا به لای برگها شکوفه کنم، حالا از بهار نشانی نیست!!! تنها یک برگ: که مرا میبرد تا رویایی که تابه حال ندیده ام، و اینکه به او که هیچوقت فکرش را هم نمی کردم، چقدر فکر کردم ، و هنوزم دلتنگم.!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ مـــرهـ ــم قـ ـلـــبـــ بـ ـیـــمارمـــ تـــورو خــ ـیـــلـــ ـی دوســ ـتـــــ دارمـــــ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒبـــه قــــلــــب خـ ـــ ـشـــک مــ ــن بــبـــار بــ ـا مـــن بـــموــنو کـ ـــم نــ ـیـــار ღღ ღღمــ ــرهـــم قــــلــــب بـ ــــیــمـــارم تـــورو خـــیـــلی دوســ ـت دارمــــــ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒبـــ ـه قـــلــــبـــــ خــشـــ ـک مـــــن بــبـــ ـار بـا مـــــــن بــ ـــموـــنو کــــم نـــیـــار ღღ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒعــطــ ــــر مــوهـــات نـ ـفـــس مــیـــده بـــه ایــ ــن قـــامـــت تــکیــده Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ღღگـــرفـ ـــتـــارم کـ ـردی گـــلـــم بـ ــا تـــو بـــارونـــی مـ ــیـــشـــه دلـــم ღღ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برادرام ،خواهرام ، خسته ام !از این روزگار،از این آدما!از این شکستی که هر روز هزار بار برای خودم مرورش میکنم!از میراث چیزی که گفتن مقدسه!از نقاب روی چهره ی آدما! از دوست های نامرد و نامرد های دوست!از کسایی که حرف هامو فراموش کردن ،از تب و تابی که دیگه توی خودم حسش نمیکنم!از اینکه دیگه هم صحبت جوونی ندارم و با آدم بزرگا درد و دل میکنم! ا
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به دنبالم نیا امروز كه من بی تاب دیروزم چه دلتنگم از این باران كه می بارد بروی عشق من امروز برو دیگر مرا نشكن شكستم من همان دیروز همان دیروز كه تو رفتی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رهگذر به مرداب رسید
خطاب به او پرسید :
راز مرگ دلخراش تو چیست ؟
مرداب :
راز مرگ من هرگز فاش نشد
اما اکنون که تو می خواهی
پس،
پایین تر آی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدا حافظ بروعشقم برو که وقت پروازه برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن خداحافظ برو اما عزیز من حلالم کن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی کسی نیست که به دادت برسه داد نزن شاید از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و چشمان تو آیا سورهای از این کتاب هستی زیبا، تلاوت کرده با تدبیر؟