❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر روز چشم می دوزم تا بیایی … چشــم روی پارچه هم … نگـاه تو را کم دارم … بیـا!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
جا پای فاصله ها محکمتــر می شود; هر چه بیشتر، درگیـــر تو می شوم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بالا و پایین پریدنم از شوق ِ زندگی نیست، ماهی روی خاک چه میکند؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزی می رسد که برگ برنده ات “دل” می شود
ولی تو دیگر حاکم نیستی!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
جز به جاذبه ی چشمهات ــ این بیشه ی باران خورده ــ دلم ــ آن سیب سرخ ــ نمی افتاد زیر پات !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درخت را به نام برگ ..بهار را به نام گل..ستاره را به نام نور..کوه را به نام سنگ دل شکفته مرا به نام عشق..عشق را به نام درد مرا…به نام کوچکم صدا بزن…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باد آورده را باد می برد;
امــــا…
تو که با پای خودت آمده بودی!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . برگ سبز درخت، “معرفت کردگار” و برگ زرد درخت، “معرفت روزگار” است . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده! کاش همه انسانها مثل پاییز باشن تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . من دلم میخواد خستگی را بفشارم در مشت ، غصه ها را در باد فاتح قلعه بی روزن تردید شوم ، من دلم میخواهد بیداری هم چون رویا شیرین باشد . . . . . .