❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و حرفاش رو نمیفهمین یا موافق نظراتش نیستین باید بگین ``چی بگم والله ``
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سالهاست گشته ام و نیافته ام کاش خودت بودی سهراب و می گفتی پاسخ این سوال بی جواب که خانه دوست کجاست؟!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ضرب المثل بنزینی: ۱-بنزین دیدی ندیدی ۲-بنزین زرد برادر گریسه ۳-با بنزین بنزین گفتن ماشین روشن نمیشه ۴-به اندازه بنزینت گاز بده ۵-بنزین همسایه اورانیومه ۶-بنزینش از باک میریزه ۷-خاموشی ماشین از بی بنزینیه ۸-بنزین رو جلو ماشین انداختن ۹-بنزین حقه ۱۰-از این حرفا بوی بنزین میاد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرزوهایم را برای با تو بودن نوشتم اما هیچ گاه فکر نمی کردم خاطراتم رنگ بی تو بودن به خود بگیره..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از مردم دنیا سوال جالبی پرسیده شد و هیچ کس جوابی نداد! سؤال از این قرار بود: نظر خودتان را راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟ و جالب اینکه کسی جوابی نداد چون در آفریقا کسی نمی دانست 'غذا' یعنی چه؟ در آسیا کسی نمی دانست 'نظر' یعنی چه؟ در اروپای شرقی کسی نمی دانست 'صادقانه' یعنی چه؟ در اروپای غربی کسی نمی دانست 'کمبود' یعنی چه؟ و در آمریکا کسی نمی دانست 'سایر کشورها' یعنی چه ***
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بد شانس ترین نسل تاریخ ایران، ما هستیم!... چرا؟ چون تو نوزادیمون شیر خشک نایاب شده بود… بچگیمونم که دوران جنگ بود… دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن… نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید… رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن… فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد… ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد... بعضی ها هم که ازدواج کردن تورم کمرشونو شکست و روزگارشون سیاه شد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من می بافم!تو می بافی! من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم! تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سرفه می کنم بیرون نمی پرد ، سکوت بدی در گلویم نشسته.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت... کــی شــود پیــش روی تو اسپـند شـوم....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی، سرش داد و بیداد راه بندازی، باهاش قهر کنی!!! اما با اینکه تو مقصر بودی بازم با یه بشقاب غذا، با لبخند میاد و میگه: با من قهری با غذا که قهر نیستی !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صندلی در جاده منتظر است؛ آفتاب می آید و می رود، باران می آید و می رود، برف می آید و می رود، اما تو، ...نه از جاده می آیی، نه از قلب من می روی .
آقایی
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 54 دقيقه قبل