❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خداوند معنايي است از جشن وضيافت،اندوه را كنار بگذار،او بسيار به تو نزديك است،دست بيفشان،روي گشاد كن،ترشرويي بي حرمتي است چون او بسيار به تو نزديك است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی به یادت می افتم به خا طراتت........... خا طراترا در ذهن خود مرور می کنم نه یک بار نه ده بار......بلکه صد ها بار........ وجودم رو سراسر عشق فرا می گیرد......... واشک شوق بر گونه هایم روانه می شود تنها در دل می گویم: همیشه در قلب منی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا در برابربزرگی کل هستی ات ، اینقدر کوچکم ، که می ترسم از یادت رفته باشم ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی به یاد تو می افتم ، حیرت می کنم که : روزگاری دراز ، آن طور دوست داشتمت که خود را . گاهی گفته ام : نه عشق ، بلکه فریب خود بود . گناهی که ظاهراً بر آن گستاخیم . حالا من عاشق کسی دیگر هستم که از تو زیباتر است و مهربانتر اما تو نیز مهربانتر و زیباتر بوده ای . اگر من همانم تو نیز هم ، پس چیست آن چه سایه دارد بر آفتاب ما ؟ تو نیز به هنگام دلتنگیهای عصر ، از آن چه بوده یادی کنی ؟ اگر چنین باشد درست نمیدانم در این بازی از دست رفته ام . فریب میدهم خود را که تو نیز چون من عین روزگار شدی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پر پر مي شود عشق صدايي که تا ابديت جاريست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من بر انم که در اين دنيا خوب بودن به خدا سهل ترين کار است و نمی دانم که چرا انسان تا اين حد با خوبی بيگانه است و همين درد مرا سخت می ازارد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو چشمام نگاه مي كرد. پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت اندازه ي ستاره هاي آسمون. سرم رو بالا گرفتم ديدم هوا ابريه.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر همه آن چيزهايي كه درمورد نيكي و بدي مي گويند واقعيت داشته باشد، همه زندگيم سرشار از جنايت است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر قلبت مانند آتشفشان است چگونه انتظار داري روي آن گل برويد. هنگامي كه به خورشيد پشت كني چيزي جز سايه خويش نمي بيني. هنگامي كه دلداگان همديگر و مي بوسند.در واقع آنچه آنها را يگانه كرده مي بوسند. عشقي كه هر روز تازه نگردد؛عادت شده و به بردگي تبديل مي گردد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر مردي عاشق دو زن است: يكي مخلوق تخيلات اوست، وديگري آن كه هنوز زاده نشده است.