❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به نام او كه زيباست...... دیدگاه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" شقایق وحشی آزاده است و تعلقی ندارد. در دشتهای دور، لابهلای سنگها میروید و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهای سرخش را نیز گویا به خون آغشتهاند.
شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون اما میان این دو چه نسبتی است؟ "
شهيد سيد مرتضی آويني
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی اوقات مجبورم حقیقتی را پس گریه های بی وقفه ام پنهان کنم .....همین خوب است....همین خوب است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين قسمت رو که می خوندم ياد گفته آًای کيم وو چونگ افتادم. يه کتاب داره به اسم (سنگفرش هر خيابان از طلاست) تو اون ميگه:هر کدوم از شما يه صندلی دارين بايد حرکت کنين که صندلی خودتون رو به دست بيارين وگر نه ۲ تا اشتباه دارين: ۱ - مسئول تمام اشتباهات کسی هستين که رو صندليتون نشسته ۲ - جای يه بدبخت ديگه رو گرفتين.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در نگاه کسی که پرواز کردن نمی داند هر چه بيشتر اوج گيری حقير تر می شوی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمي نويسم... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نا گاه چه زود دير می شود و من چه بی صدا پير...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مي شود اندوه شب را از نگاه صبح فهميد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و دريا نبود کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوزپر سرما نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعدتو اين زندگي زيبا نبود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش گلي بودم ميان انگشتانت تا وقتي به من نگاه مي کردي به تو مي گفتم خوشبختي تو آرزوي من است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگویند اسب نجیب است . سگ وفا دارست. روباه حقه باز است. شیر شجاعست. خوک شهوت رانست. خرگوش ترسوست. الاغ نفهم است. گرگ خونخوارست. راستی آدم تو که همه اینها را یک جا داری چه جور جانوری هستی....
به نام او كه زيباست
14 سال و 11 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبلاينجا من هستم؛ سکوتي محض
سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمرهگي
خاليتر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ
معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستادهام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي
من هستم و سازي مبهم
اينجا من ماندهآم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور
من هستم و يکرنگي شکستهام
اينجا در شهري دور من ماندهام به انتظار هر لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ
که سينهام را هر آن ميدرد
اينجا من ماندهام و سرمايي که استخوانم را داغان کرده است
من هستم سيمايي شکستهتر از هميشه
اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان مشکي تو
حتي كلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند