❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آسمان جای عجیبیست نمی دانستیم عاشقی کار غریبیست نمی دانستیم عمر مدیون نفس نیست نمی دانستیم عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بیاموز که رنجش خود را بی درنگ و در لحظه ای که شکل می گیرد ، ابراز کنی. هرگز اجازه نده رنجشت طولانی گردد زیرا این راهی است برای مُردن عشق!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای رهائی از گذشته با خود بخوان : من بازتابی از خاطراتم هستم. من جهانٍ در حالٍ گذار هستم.من جهانی هستم که در شرف زاده شدن است! من میخواهم که دویاره متولد شوم .. اینبار جوری دیگر...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ابری باش بارا ن شو ببار زمین خشک دلم تشنه توست ببار
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک ماشین مسابقه هرچقدر هم تند برونه اگه در مسیر اشتباه قرار بگیره هرچقدر هم تند بره به مقصد که نمیرسه هیچ ... بلکه دورتر هم میشه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر تو چون ساحل آغوش گشودم در دلم بود که دلدار تو باشم وای بر من که ندانستم از اول روزی آید که دل آزار تو باشم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بخدا در دل و جانم نیست هیچ جز حسرت دیدارش سوختم از غم و کی باشد غم من مایه آزارش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شمع ‚ ای شمع چه میخندی ؟ به شب تیره خاموشم بخدا مُردم از این حسرت که چرا نیست در آغوشم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چرا امید بر عشقی عبث بست ؟ چرا در بستر آغوش او خفت ؟ چرا راز دل دیوانه اش را به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟