❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی. «گابریل گارسیا»
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه میکردم ترس تموم وجودم برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم سریع از کنار مرداب دور شدم . حالا وقتی که مبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر میگردم که از تنهایی نمیرم و حالا میفهمم … گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ماشقایق های طوفان خورده ایم،سیلی ناحق فراوان خورده ایم،ساقه ی احساسمان خشکیده است،زخم ها از تیغ و طوفان خورده ایم،هیچ کس ویرانیم را حس نکرد،وسعت تنهاییم را حس نکرد،درمیان خنده های تلخ من،گریه ی پنهانیم را حس نکرد ،درهجوم لحظه های بی کسی،درد بی کس ماندنم را حس نکرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پایان این حکایت خندانیست. من عاشق او بودم و او عاشق او…!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟ زنده را تازنده است باید به فریادش رسید. ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟. گر نرفتنی خانه اش تا زنده بود. خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟ گر نپرسی حال من تا زنده ام. گریه و زاری و نالیدن چه سود؟ زنده رادر زندگی قدرش بدان. ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟ گرنکردی یادمن تا زنده ام. سنگ مرمر روی قبرم وا نهادن ها چه سود؟..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این هم ازیک عمر مستی کردنم/سالها شبنم پرستی کردنم/ای دلم زهرجدایی را بخور/چوب عمری باوفایی را بخور/ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت/خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت/من که گفتم این بهار افسردنیست/من که گفتم این پرستورفتنیست/آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست،هم شکستم داد دل
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آمدی چه زیبا ، گفتم دوستت دارم چه صادقانه ، پذیرفتی چه فریبنده ، نیازمندت شدم چه حقیرانه ، به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه ، واژه غریب خداحافظ به میان آمد چه بی رحمانه ، و من سوختم چه عاشقانه ،
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه تلخ است مرگ کودک در دستان ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم