❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه بخواهیم و چه نخواهیم هر چه پیر تر میشویم ثروتمند تر میشویم ! نقره در سر - طلا در دهان - سنگ در کلیه - قند در خون سرب در پا - آهن در رگها آیا هرگز گمان می کردید شما یک چنین دارائی هایی را درخود جمع کنید؟؟ دارایی هایی از نوع منفی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها ... در جوانی پیر میشوند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در انتهای مسیر منتظر نشسته است ... بهتر است مثل کودکی هایمان همچنان دوست داشتنی و پاک باقی بمانیم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تفاوت است بین چیزی که نمایش میدن هستن و چیزی که واقعن هستن ... پس لطفن مراقب باش چون این روزها همه به بازیگری و نقش بازی کردن علاقه مند شده اند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمی به خودی خود نمی افتد اگر بیفتد از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در بازی زندگی ٬ شاید نقشهایی باشند که بد نوشته شده باشند، اما نقشهای خوب هم کم نیستند . انتخاب هر نقشی، اختیاری و بعهده ماست . نقش خوبی انتخاب کن و به خوبی آنرا اجرا کن ... مطمئن باش موفقیت و شادمانی واقعی از آن توست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شادمانی را میتوان بین همه تقسیم کرد بدون آنکه از مقدار اولیه آن ذره ای کم شود و عجیب است که غالباً با تقسیم آن، به شادمانی بسیار بزرگتری می رسیم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم از دست من خسته است... [ دلم از دست من زخم خورده است... مرا ببخش قلب من ]
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
موقع خداحافظی باهاش دست دادم و گفتم : آرزومند آرزوهای نیک تون [ هستم ] ... کمی با تعجب منو نگاه کرد و گفت تو حتی از آرزوهام هم فاکتور میگیری ... فقط آرزوهای نیک ؟! ... با لبخند گفتم بله چون هر آرزویی به صلاح نیست ... سری تکون داد و خندید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هروقت مشکلی لاینحل برام پیش میاد که کسی قادر به حل اون نیست ناخودآگاه یاد خدا می افتم ... یک نگاه به اعمال و کارها و رفتارم میندازم ... جز شرمندگی چیزی نیست ... خجالت زده و مضطرب و صدایی لرزان صداش میکنم ... خدایا کمکم کن و به دادم برس ... قول میدم رفتارم رو اصلاح کنم و گذشته رو جبران کنم ... خدا ، خوب خداییه ... مشکل و گرفتاریم رو حل میکنه ... ولی افسوس که من بد بنده ای هستم ... روز از نو و روزی از نو ... کاش این آدم گستاخ ، اینقدر نسبت به پروردگارش بی حیا نبود.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اندر فواید تلخی : جدایی تا نیفتد ... دوست، قدر دوست کی داند ...