❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه شاغل بد داریم و نه همشهری های بد ... پس اینهمه آدمای بد چه کارن و کجایی هستن ؟ من که میگم باید از فضا اومده باشن ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با خودم فکر میکنم اولین قدم برای اصلاح خودمون اینه که باور کنیم شاید یک جای کارمون می لنگه و اشکال داره و باید دنبال رفع مشکل باشیم . تا وقتی که باور نکنیم که نیاز به اصلاح در اخلاق و و رفتار و کردارمون داریم هیچ اتفاق قشنگی تو زندگیمون نمی افته ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنقدر بزرگ و گرفتار شده ایم که یادمان می رود توپمان در حیاط شبها تنها می ترسد ویادمان رفته که مدادهای سیاه و سفید که هرگز تراشیده نشدند پدر مادر ده مداد رنگی دیگر هستند که ما همیشه تراشیده ایم وکوچک شده اند . اما از شما چه پنهان گاهی آنقدر کودک می شوم که یادم میرود بزرگ شده ام و هنوز عروسکهایم سر تاقچه ی زندگیم خاله بازی می کنند ، هنوز در مراسم تدفین گنجشکها شرکت می کنم و باران پا برهنه تمام کودکی را درمن می دود ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی؟ آن کوی بی نشان است! گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی گفتا که در ره ما غم نیز شادمانی است (فیض کاشانی)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با سلام ای آقا ... شبتان مهتابی ... روز میلاد شما در پیش است ... عرض تبریک آقا ... و کمی بیتابی ... چشم عالم به دقایق نگران خواهد شد! ... کوچه ها منتظرند ... دشت ها حوصله ی سبزه ندارند دگر ... پس چرا دیر آقا ؟! ... ای نفس ها به فدای کف نعلین شما ! ... اندکی تند قدم بردارید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم /// تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم /// گفتند غروب جمعه خواهی آمد /// آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم ///
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نیاز نیست انسان بزرگی باشیم ... " انسان بودن " خود ، نهایت بزرگی است . می توان ساده بود ولی انسان بود به همین سادگی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کهنه فروش تو کوچه مون داد میزد : کهنه میخریم، وسایل شکسته و درب و داغون میخریم ... بی اختیار فریاد زدم : قلب شکسته ای - که روزگاری قیمت داشت - هم میخری؟ گفت: اگر برایت ارزش داشت، به دست نا اهل و بی لیاقت نمی دادی تا آنرا بشکند ... راست میگفت ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دارو دسته پرنده های خشمگین !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم ، و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همه باید ... طبیعت را نجات دهیم ... وگرنه خود نیز نجات پیدا نخواهیم کرد ... هر قدم کوچک ما ، وقتی با هم جمع شود ، اقدامی بسیار عظیم خواهد شد... حال زمین پیر، زیاد خوش نیست ... فردا دیر است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک روز بدون خنده ، روزی است که به هدر رفته است ... چارلی چاپلین