دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

کرم شب تاب , چراغ قوه حیوانات است.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

و ...... ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

عشق زنی بود که سیگار نمی کشید و من ترکش کردم.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

مخالفان آزادی افق را با لکه های سیاه کدر کردند

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

نقاش فقیر «درد» می کشید.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

اوج پرواز روزنامه نگارها خطوط قرمز است.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

فقط آدم های پُر حرف , سکوت ذخیره می کنند.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

سکوت به جرم پوزخند به عدالت محاکمه شد.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آدم « بی باک » از سوخت هسته ای استفاده می کند.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد،ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم! همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! میتونی از زندگی لذت ببری یا ازش ناامید بشی...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

اگر خودتان را به آن راه زدید، مواظب باشید گم نشوید.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

یکی از دوستام بهم گفت ... من برای مادرم بهترین ادکلان و لباس و دامن و کفش خریدم ... اون یکی هم میگفت من براش سکه خریدم ... دوتاشون رو به من کردن و من یک جمله گفتم ..... گفتم .. پول و لباس و چیزای دیگه مهم نیست وقتی بهشون نمیذاریم و حرمتشون را به خاطر غرومون میشکونیم ... بهترین هدیه گذاشتن و نشکوندن قلبشون هست و بلند نکردن صدامون به روی آنها ... ... دیگه اونا چیزی بهم نگفتن ... .. ...