#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
نگران چی هستی؟ گاهی خدا درها و پنجره ها را قفل میکنه زیباست اگر فکر کنی بیرون طوفانه و خدا میخواد از تو محافظت کنه پس بخند
گاه می اندیشم... چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران وخدایی که زلال تر از باران است
خودت رو دوست داشته باش و برای خودت دعا کن! برای خودت دعا کن که آرام باشی وقتی طوفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا طوفان از آرامش تو آرام بگیرد برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛ آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند وخورشیددوباره بتابد برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی برای خودت دعا کن که سرسفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است خیلی چاله چوله داره؛
دام های زیادی در آن پهن شده و باریکه های خطرناکی داره پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است هیچ وقت خودت را به مردن نزن! برای خودت دعا کن که زنده بمانی زنده ماندن چند راه حل ساده دارد برای اینکه زنده بمانی، نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی همیشه سهمت را بخواه
و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود، در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیزی سینه ات را آلوده کند برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه! اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود، باید بروی پشت پنجره و به آسمان نگاه کنی آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود آن وقت صدایش کن به نام صدایش کن
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟! تو صریح و ساده و رک بگو هر چیزی که می خواهی فقط از خدا بخواه خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند شادمان باش او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی از او کمک بگیر از او بخواه به تو نفس، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت، تاب، بستنی، سجاده، اشک،حوض، شنا، راه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و عشق... بدهد. آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از اینکه تو زنده هستی به خودش ببالد ! و در نشیب و فرازهای زندگی ات دیگران را نیز فراموش نکن ...
باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از ان بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال اسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند اسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد خدایا کمکم کن برای یه شروع تازه برای فکر نکردن به خیلی چیزها ..... برای فکر نکردن به خیلی آدم ها که آزارشون رو در لفافه ی محبت به وجودم وصله زدند... و دور شدن ....... سرم با دیگران گرم است ، دلم با تو. دلم را استوار کرده ام، که دل نبندم. نه به چشمهای بیگانه ای. نه به حرفهای بیگانه ای. می خواهم آزاد باشم. از قید تملک خود و دیگران ...
مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم
وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد، وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی، وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی، وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند، وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند، وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بکنی، وقتی احساس کنی تنهاترین هستی، چشمهایت را ببند و از ته دل بخند که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوان میشود.
خدایا بیا پشت آن پنجره که وا میشود رو به سوی دلم ! بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم ! خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد کمی هم به فکر دلم باش ، مبادا بمیرد خدایا دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت اگرچه شکسته ، شبی می فرستم برایت
در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت ، در حالیکه گویی ایستاده بودم ! چه غصه هایی که فقط به غم دلم حاصل شد، در حالیکه قصه کودکانه اى بیش نبود ! دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود ! به همین سادگی …
چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند و همه ی انسان ها با عشق … پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که میدانم ناتوانم رحم کن باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم و حتی من نباشد … اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد !
کاش زندگی به همین سادگی بود به همین سادگی!! خالی از حسرت پوچ از تنهایی بدون بغض کاش او... یک تنه می توانست حریف همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است کاش او می توانست مونست باشد همه ی شب های بی محتوا را کاش تو.... دلت این همه غم نداشت...! کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد برای خدا روی کاغذ نوشت برای خدا نوشت و به نشانی سادگی یک آرزوی محقر برایش پست کرد کاش می شد همیشه انقدر ساده نوشت ساده اما ... پر از حرف های ناگفته... پر از لحظه هایی که ناگزیر، زود، دیر شد کاش گریستن یادت نمی دادند بغض، بدرقه ی چشمانت نمی کردند
کاش او... می توانست به جای بغض هایت یک آسمان گریه کند... کاش او... خاطره ی بودنش، جای خالی همه ی خاطره های بی سرانجام چشمان همیشه صبورت را پر از پرواز پروانه های عاشق می کرد کاش او... نازنینم!! به گمانم (او) همان (من) م! خویش از همه ی دنیا جدا... کاش زندگی ما آدم ها... به همین سادگی بود.... تنها... به همین سادگی...!!
واژه هایی که عاشقانه می شوند … ترانه می شوند و یکی میخواند و چه دردآور است … عاشقانه هایی که می نویسی جز او … همه را به یاد عشقشان بیاندازد… و تو … همچنان بنویسی بدون این که عشق کسی باشیو یا حتی در یاد کسی …
دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم وقتی محبت کردم و تنها شدم، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم... دانستم; باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید
معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار !!!! این روزها سخت مرا درآغوش خویش به بازی گرفته است !!!
نگران چی هستی؟
13 سال و 5 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبلگاهی خدا درها و پنجره ها را قفل میکنه
زیباست اگر فکر کنی بیرون طوفانه
و
خدا
میخواد از تو محافظت کنه
پس بخند