❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند... تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گنجشک میخندید به اینکه چرا هرروز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم... من میگریستم به اینکه حتی اوهم محبت مرا از سادگی ام میپندارد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می دونی در نبودنت چه ها کشیدم... دو سیب آلبالو. آلبالو نعنا. هلو نعنا... خلاصه که جات خالیه!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به سلامتي مگس كه به ما ياد داد زيادي كه دور كسي بگردي آخرش ميزنه تو سرت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!