❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم درد میکند انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوباره سیب بچین حوا... من "خسته ام " بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کسی دستهایت را نمیگیرد در جیبت بگذار..شاید خاطره ای ته جیب مانده باشد که هنوز گرم است........!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود...!! من آنچه را میخواهم که به رنگ التماس آلوده نباشد...!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم یه قایق می خواد پر از ارامش یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره قایق ارامش من پارو نداره!!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از آن بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند آسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تـــــو کجـــــــــــایی سهـــــــــــــراب ؟ چشم ها را بستند و چــــــــــه بـــــــا دل کردند وای سهراب کجایی آخـــــــــــــــــر ؟؟؟.. زخم ها بر دل عاشق کردند خــــــــون به چشمان شقایق کردند آب را گـــــــل کردند تـــــــو کجایی سهراب ؟؟؟؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالــــــــــــــــی است! دل خوش سیـــــــــــــــــــــری چند ؟؟؟؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـہ تَرَکـ هاےِدیوار کہ ریز میشومـ... تـازه میـفهمم؛ سـر بـه شـا نہےکَسے داشتنـ و احساسـ تنهایـے کردنـ ؛ عجیب مَعنے میـدهد ... دیـوار همـ که باشے؛ ترکـ بـر میدارےوَقتے سـر بـه شـانہ ات داشتہ باشـند و بـه حسابتـ نیـاورند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تصمیم گرفتم آنقدر كم یاب شوم تا دلی برایم تنگ شود. ولی افسوس فراموش شدم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرامشــی میخواهم خلوتــی میخواهم تــو باشی و من در کنار هم تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم و من آرام بگویم ترا دوست دارم و تو گوش کنی و آرام بگوئی .. من هم و شرمِ زیبائی را بر گونه ی تو ببینم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فلاسفه درباره عشق خیلی حرفها زدند اما منطق هیچ کدامشان به پای منطق تو نرسید رفتی و گفتی : همینه که هست ..