❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ماندن به پای کسی که دوستش داری قشنگ ترین اسارت زندگی است !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میدونی"بهشت" کجاست ؟ یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها به جای" شرافت" از انسان ها فقط" شر" و " آفت" می بینی !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ایــن روزهـــا همــه بــه مــن دلـتــنـــگــی هــدیــه مـی دهنــد لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید! بــه خـــدا تمــــامـ شــد دلـــــــــــم...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" تـــو " دو حرفـــــــــ ــــــ ــــ بیشتر نیســـت ، کلمه ی کـــوتاهی کـــــ ـــ ـه برای گفتنش .. جانم به لبــــــ ـــ ـ رسید و ناتمـــــ ــــ ــام ماند ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من تو را نمی سرایم !.. تو ... خودت در واژه ها می نشینی ..! خودت قلم را وسوسه می کنی !! و شعر را بیدار می کنی !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست *** " بند بند وجودمــــ ـــ ـ .. بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ با این همه بنــد چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..