دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
mxpyfnzyrb1aoa2ltju.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ohpjjv5phj0z0bp8v4x.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
28170779364592399458.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ایـــن بـــار ، سیـــگار را بـــکش ، از طـرفـــی کـــه مـــی ســـوزد ؛ تـــا بــــدانــی چـــه میـــکشم …

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
83305332316872907659.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مــن بی تو بودن را… با پرنده هایِ ایوان… با دو خط شعرِ شاملو… با ابرهایِ نمناکِ آسمان… با غزلی از حافظ -به همین سادگی- به سر میکنم. . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
40497360315867087451.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

یکبار هم وقتی منتظرت نیستم …. به سراغم بیا….. بگذار خیالم غافلگیر شود ….

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

زبان مشترکی داریم با این همه یکدیگر را نمی فهمیم ما باید مثل غارنشین ها تنها به علامت دست های مان اکتفا می کردیم آن وقت شاید هیچ سوء تفاهمی میانمان جدایی نمی انداخت

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

با زندگی قهر نکن! دنیا منت هیچ کس را نمی کشد…

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
22896200931843892538.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آنهایی که بلند می خندد ، بی صدا گریه می کنند ….!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
10429194686196748162.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

کـــــــــاش هیـچـوقــت آرزو نمی کردم کفش های مــادرم اندازه ام شود !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
71393274928926241394.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی ! تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، ***دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ،پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و …. ! برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد… و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار … از انتــــــــــــــــــــــ ـــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

باز من موندم و شب و نوشته ای نیمه کاره! دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم. دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد. دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم. دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود، تا بنویسد برای تـو! دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته. ..! دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت، دوباره مهربونیای تو، دوباره من و یک دنیا خاطره...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به دنیا نیایند. !! می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود. می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود. ! میترسم ننویسم، که اگه ننویسم چه کسی میتونه تورو اونطوری که هستی بشناسه؟! پس مینویسم با اینکه کلمات برای وصف مهربانی هایت حقیر و کوچکند! با اینکه حتی اگر تمام نویسنده ها جمع شوند باز هم نمیتوانند تو را در نوشته بگنجانند!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم. و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز بخوانم. کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.... از تو که .... و باز تردید من در کلمات برای وصف تو و کاغذ سفید..

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم من مقدس شده ام و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم کسی مرا نخواهد فهمید مرا زمستان با خود برده است گویا ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را، نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟