❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چــقـــدر شـــبـــیـــه ☂ بــارونـــــــــی ☂ بـــانـ ـو خـ ـودت نمـــیـــدونــ ـــــی Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ چــ ـــشــــمــــای تــــو بــ ـــــی انـــ ــ ـدازه از تـــ ـو یــ ــ ـه زیــــبـــــا مـ ـیـــســـازه Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒعــطــ ــــر مــوهـــات نـ ـفـــس مــیـــده بـــه ایــ ــن قـــامـــت تــکیــده Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ღღگـــرفـ ـــتـــارم کـ ـردی گـــلـــم بـ ــا تـــو بـــارونـــی مـ ــیـــشـــه دلـــم ღღ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آن لحظه ها همیشگی نبود ، عشق تو در قلبم ماندنی نبود ، بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود! آری عشق های این زمانه همین است ، زود می آید و زود میگذرد... تا عشق تو آمد در قلبم، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ،رفته بودی ، تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم همیشه کسی بود که به درد دلهایم گوش میکرد ، همیشه کسی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک میکرد ، اینک من مانده ام و تنهایی ، ای یار بی وفای من کجایی ؟ یادی از من نمیکنی ، بی وفاتر از بی وفایی ، بی احساستر از تنهایی دیگر نمیخواهم همیشه مثل گذشته باشم ، میخواهم آزاد باشم ، میخواهم دائما پیش خودم بگویم که تا به حال کسی مثل تو را در قلبم نداشتم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قرن هاست که روزگار مرگ انسانیت است....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرد !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بیاموزید كه دوستان واقعی شما كسانی هستند كه با ضعفها و نقصانهای شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه كه هستید و دوست دارند…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم ، آنها مرا قویتر میکنند ........... از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم ، آنان قلب مرا بزرگتر میکنند