❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمیدونم کجاست … چه میکنه … ولى میدونم که ندارمش ! هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم ؛ نمیخواستم که تورو تو گم ترین آرزوهام ببینم ؛ نمیخواستم که بى تو به دیوارها بگم ، هنوزم دوستت دارم … آخه تو هول وهواى پریشونیا ، تو رو نداشتم ! تو گیرودار اى بابا دل تو هیچ ، حال اون خوش ؛ اى بى مروت ! دیگه دلى میمونه که جور دل کبوتر بتپه ، که با شما از جون زندگیش بگه ؟! بگه که هنوز زنده است … اگه صدا ، صداى منه ؛ نفس ، اگه نفس تو بذار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل ، دِله و این دیگه دل نیست ! دیگه دل نمیشه ! نه دیگه این واسه ما دل نمیشه …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قرار نیست که همیشه من خوش باشم پارسال من خوش بودم از اینکه در کنارت هستم امسال دیگری خوش است برای با تو بودن و سالِ بعد یکی دیگر از تلاش دست نکش که چشم ملتی به توست!!!!!!!!!!!!!!!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هــرگــاه صـدای جـدیـدیــ سـلام مـی کنـد تپــش قــلب مــی گیــرمـ! مــن دیگــر کشـش خــدا حــافظــی نــدارمـ مـــرا ببخـش کــه جــوابــ ســلامــتــ را نــمی دهـــمـ!!…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه در حالی که... یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده! یه عالمه اشک توی چشماته! یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده... باید بگی : خب... خدافظ ...!
باز باران با ترانه
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبلمیخورد بر بام خانه
خانه ام کو خانه ات کو ؟
آن دل دیوانه ات کو ؟
روزهای کودکی کو ؟
فصل خوب سادگی کو ؟
یادت آید روز باران ؟
گردش آن روز دیرین ؟
پس چ شد دیگر کجا رفت ؟
خاطرات خوب و رنگین ؟
در پس آن کوی بن بست
در دل تو آرزو هست ؟
کودک خوشحال دیروز ..
غرق در غم های امروز...
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد...
باز باران باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه
بی بهانه
شایدم گم کرده خانه...