دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

دنيا براي آدم هاي غمگين به کوچکي يک قطره اشک و براي آدم هاي شاد به بزرگي يک لبخند است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
SAЯAܓܨ
SAЯAܓܨ
در Coma

وقتی نیازت دارن بالا میبرنت اما وقتی نیازشون بر طرف شد بالا میارنت...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
616117_gNQczSWh.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@سید قاسم ... ... امیدوارم به تمام آرزوهای قشنگت برسی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
پــــــو Jــ▼ـــہ
3029893810637300705.jpg پــــــو Jــ▼ـــہ
در خدا

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ میگویند پشتِ دریــا شهری ست پـر از یادِ ... قایقی خواهم ساخت ... دور خواهم شد ازین خاکِ غریب ... بـه همه خواهم گفت : کـه همین نزدیکی ست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@گـلـپــری .............

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

چه تفاوتی میکند آنسوی دنیا باشیم یا چند کوچه آن طرفتر ؟ پای دوست داشتن که در میان باشد “دلتنگی” دمار آدم را در می آورد …

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@sara iceage .........

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤ ...........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
√ ∂нαмε
√ ∂нαмε

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ توی ازدحام آهن ها یک علف یکه تازی کرد سایه شو روی گندما انداخت عمری واسه شون گریه سازی کرد روی صحنه ی پنجره بودیم بارون و شب و من و گیتار باز هم تو فکر یک کنسرت واسه قطره های عمودی بیمار همه چی خیلی آروم بود تا به ساعت قتل دریا ها تا که آفتابی شدی بازم از پسِ پشتِ این شب یلدا رو چشات ماسک بارون بود پشت سنگر تنت بودی عشق و رو کاغذ آوردی و اما توی دیکته خودت غلط بودی مهره ی گرگی تو شترنج اما بازم برابرم کیشی گرگ بودن جزای خون داره آخرش نصیب گراز می شی من جوون عاشقی بودم که به یک درخت تکیه میکردم روز و شب بیقرار تبر بودم با خیالت عجیب گریه میکردم «غرورم» همون درخت سیبی بود که تبر روی گونه هاش نشست اون تبر خودِ تو بودی و… «غرورم» حالا کنده ای خسته ست تکیه گاهم «درخت» نیست! «کنده»ست رو تنش منو به دار میبندن سرِ من درد میکنه شدید اما سرؤ بریده رو که دستمال نمی بندن! بیخیالِ عشق و این مسخره بازیا اینجا رو پسر…چه دافِ مشتیه… اینو خوب یادمه که شاملو میگفت: عشق رطوبت چندش انگیزِ پلشتیه

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@گلی دنبالر!!! .........

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@marzi .........

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@vorujak ............

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@پــــــو Jــ▼ـــہ ..........

این ارسال را بازنشر کرده است.