❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . توی دنیایی که قلبا هر کدوم یه جا اسیرن کاش به فکر اونا باشیم ، که از این زمونه سیرن . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . خــوب ِ مــن ، همین جا درون شعرهایم بمان تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛ من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . گهگاهی سفری کن به حوالی دلت شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . هر سحر آفتاب من بودی همه شب ها شهاب من بودی ور شکستم بدون چشمانت تو تمام حساب من بودی . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دوست دارم یک شبه ، هفتاد سال پیر شوم در کنار خیابانی بایستم… تو مرا بی آنکه بشناسی ، از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی… هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی، می ارزد..! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . دردم این است که باید پس از این قسمت ها سال ها منتظر قسمت آخر باشم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
خاطرات مثل یه تیغ کند می مونه…که رو رگت میکشی…
نمیبره ، اما تا می تونه زخم میکنه…
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم ، گم میشدم حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است ، اضطراب گم شدن نیست ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . گــریان شده دلـــــم…. همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز… پا به زمین می کـــوبد… تــــو را میـــخواهد…. فقط “تــــــــــــــــــو” را… . .