❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اعتبار آدم ها به حضورشان نیست به دلهره ای است که در نبودشان احساس می کنی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
كيسه كوچك چای تمام عمر دلباخته ليوان بود ، ولى هر بار كه حرف دلش را ميزد ، صدايش در آب جوش ميسوخت ، كيسه كوچك چاى با يك تيكه نخ رفت ته ليوان حرف دلش را آهسته گفت ليوان سرخ شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تن به سايه نميدم، من پر از روشنى ام * گوش بده معصوم من ، پر از گفتنى ام * يه شب شرجى گرم توى گوش كوچه ها * مى پيچه صداى من كه: بيا،بيا،بيا *
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گر عمري باشد ماندگار مينويسم روي كوه بيستون ميگذارم اين سخن به يادگار زنده باد ياران خوب روزگار
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق مثل آبه، مي توني توي دستات قايمش کني، اما آخرش يه روز دستتو وا مي کني مي بيني نيست! قطره قطره چکيده بي اينکه بفهمي.. فقط احساس مي کني کمي دستات نمناکن. اين همون رطوبت خاطره هاست که بر جاي مونده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مي دانم فردا استاد چشمانش را ريز خواهد کرد و با نگاهي خيره خواهد پرسيد: کجا بودي که درس نخواندي؟! چه طور به او بگويم که آخر، دل تو هم جايي در دنياست؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گریه نشانه ی ضعف نیست، گاهی نشانه ی یک بخشش است، یک فداکاری.. گاهی یک ظلم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدن ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مترسک گفت: ای گندم تو گواه باش، که مرا برای ترساندن آفریدند، اما من عاشق پرنده ای بودم که از ترس من از گرسنگی مرد.