❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درازل قطره خوني كه زآب وگل شد دم زآئين محبت زدونامش دل شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ميتوني نگاهم نکني اما نميتوني جلويه چشمام بگيري ميتوني دوستم نداشته باشي اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش ميتوني از پيشم بري اما نميتوني بگي دنبالم نيا
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش میدونم که خنده داره واسته توگریه دردام میگذری از منو میری اما باز من بر میگردم میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم پیش همه بدیهام چجوری بازم صبورم میدونم واست سئواله که چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم وقتی نیستیم یک جوری با خیالت راضی میشم میدونی واسه چی از تو میبینم میخندم تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو می بندم چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام میمرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام میدونم یک روز میفهمی روزی که دنیا رو گشتی من چه جوری تو رو خواستم تو چجور از من گذشتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی..لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی دلت تنگ شد..وقتی چشمات ترشد..وقتی دیگه کسی نبود امیدت وهمنفسی...بدون که هست اینجا کسی که توواسش همه کسی...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !! ولی آیا تابحال شمرده ای ؟ برای شروع بگذار از جایی دیگر شروع کنیم، اول از همه بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی و بعد بشمار، تعداد لبخند هایی که بر لب مردمان نشاندی و سپس بشمار ، تعداد اشک هایی که بخاطر همدلی از سر شوق و غم ریختی ، و سر آخر بشمار تعداد دستهای نیازمندانی که گرفتی و تعداد قدمهایی که در کار خیر برداشتی ، و همه اینها را که بشماری ، تعداد لبخندهای " آن یگانه " بدست می آید. و تمام . جوجه هایت شمرده شد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست داشتن است گرچه پایان راه پاییز است
من به پایان دگر نمی اندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به آب روان گفت گل كز تو خواهم
كه رازي كه گــويم بـه بلبل بــويي
پيــــام ار فــرستـد پيـامـش بيــاري
به خاك ار درافتد غبـارش بشـويي
بگـويي كه مــا را بــود ديده بر ره
كه فـردا بيـــايي و مـــا را ببـويـي
بــگفتـا به جــوي آب رفتـه نيــايـد
نيـابي مــرا گرچه عمري بجــويـي
پيـــامي كه داري به پيــك دگــر ده
بـه اميد من هرگـز اين ره نپــويـي
من ازجوي چون بگذرم بر نگردم
چو پژمرده گشتي تو ديگر نرويي..