دوتا #دختر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم #آرایشگاه ، اگر خط شد ميريم #دنبالر و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم #درس ميخونيم !
#وقتی ... به همه #خطاب میدم ..... برام #مهم نیست پشت سرم حرف میزنند ... چون #من#خدا را دارم و اصلا برام مهم نیستند و فقط به #خدا#واگذارشون میکنم ........