❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتي به آزادي فكر ميكنم، بي اختيار ميله هاي زندان را در مقابل خود ميبينم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به حال مردمي غبطه ميخورم كه فقط "يك نفر" براي "همه ي آنها" تصميم ميگيرد و آنها "آسوده خاطر" زندگي ميكنند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من را هيچکس دوست ندارد مگر اينکه خلافش ثابت شود .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سبز که باشد آرام مي شود، آرامش مي دهد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمي در جستجوي معناي زندگي به مرگ مي رسد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگي را به شكل ديگري پيش ببريد ، نه به هر شكلي .....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از پنجره زندان دو نفر خارج زندان را می نگريستند , يکی گل و لای ديد و ديگری ستارگان فروزان !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بدون اعتماد شايد ولي بدون ‹ اعتقاد › زندگي به پشيزي نمي ارزد .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضي ها دستشان توي جيب خودشان مي رود و بعضي توي جيب ديگران .