❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عاشقانت همه نامی و نشانی دارند آنکه در عشق تو بی نام و نشان مانده منم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تلنگر کوچکی است بــاران وقتی فراموش میکنیم [که ...] آسمان کجاست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر عید شروع قصه ایست ؛ قصه ات بی غصه باد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی؛ دوست بدار، کاری که خدا با تو می کند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به گلاب گفتم : خوشا به حالت ؛ چه خوشبویی! گفت : گل بودم ، به دست روزگار چیده شدم و در کوره اش سوختم ؛ سوختم و سوختم ... ولی با متانت صبر کردم . کوره ی پاتیل که خاموش شد ... خالص شده بودم و عزیزتر از پیش و مانا ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آن را زندگی نمی نامم ؛ تمام لحظاتی که بدون یاد تو طی می شوند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ای آزادگان ؛ مردم زلزله زده ی آذربایجان را دریابید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در بی کرانه زندگی دو چیز است که افسونم می کند. آبی آسمانی که می بینم و نمیدانم نیست، و دیگری خدا که نمی بینم ولی میدانم هست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدايا... به که واگذارم ميکني؟ به سوي که ميفرستيام؟ به سوي آشنايان و نزديکان؟ تا از من ببرند و روي بگردانند؛ يا به سوي غريبان و غريبهگان تا گره در ابرو بيافکنند و مرا از خويش برانند؟ يا به سوي آنان که ضعف مرا ميخواهند و خواريام را طلب ميکنند؟ من به سوي ديگران دست دراز کنم؟ در حالي که خداي من تويي و تويي کارساز و زمامدار من...