❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم ، به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم, تنها منتظرم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به ” خدا ” گفتم : تو را چگونه میتوانم ببینم , ” خدا ” گفت : تو من را نخواهی دید اما کسی را برات گذاشتم که نیمی ازمن است ” مادر “
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرزو کن .... گوشهای ” خدا ” پر است از آرزو و دستهایش پر از معجزه ... شاید بزرگترین آرزوی تو کوچکترین معجزه ی ” خدا ” باشد . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتار عاشقـــــانه ی زن را بایــد از دلتنگـــــــــــــــیش فهمید ... از شـــوقُ بی تابیـــــش برای دیدار ... از حس کودکانــــه اش برای آغــــــــوش ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دِلــــم بــاران می خواهــــد بــارانی آرام…. امــــا طـولانــــــــــــی تا دسـت در دسـتِ قطــــره هـایش و پـا به پـایِ نمنــــــاکـی اش تمــــام کـوچــه بــاغ ها را با پـــاهایی بِرَهنــــــــــه قـدم بزنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از زندگی...
تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟!
تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟!
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟!
یا فقط با گریه های بیقرار آرام شد؟!
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟!
خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا میوه ی ممنوعه ی این زمین خاکی روی کدام درخت در انتظار دندان های حریص من است؟ هوس کرده ام از زمین اخراجم کنی!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزی که از کوچه ی احساس دلم میگذری نرم و آهسته گذر کن که دلم سخت به احساس دلت محتاج است شاید احساس دلت رنگ جدیدی بدهد به گل قالی بی جلوه ی این کنج اتاق شاید ابعاد جدیدی به دلم راه گشود که نگویم تنگست که نگویم دلتنگ و بگویم برپاست و بگویم مشتاق، پی دیدار شماست شاید آسان بشود گفت: " تحمل" و ببینی لبخند همچنان پابرجاست شاید آسان بشود گفت: سلام