❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ماهی به آب گفت: تو هرگز نمی توانی اشک های مرا ببينی چون من درون آب هستم آب جواب داد: اما من می تونم اشک های تو رو احساس ميکنم چون تو در قلب من هستی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آمدم تا با دلت نجوا کنم بغض های هر شبم را وا کنم آمدم در کنج این ویران سرا عشق را با نام تو پیدا کنم آمدم با یک بغل درد از فراق ساده بودم تا تو را معنا کنم آمدم اما نه با دل یا نگاه گفتم اینجا عشق را دریا کنم آمدم گرچه پر و بالی نبود ساختم بالی که پروازی کنم آمدم دیدم تو خسته تر ز من گفتم آخر روی تو زیبا کنم آمدم گرچه نبودم من ز خود سوختم تا درد خود درمان کنم آمدم گفتم که اینجا زندگی ست دست سردی نیست پروایی کنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در ذهن اقاقيها بيصدا مردن ميان همصدايي ها كهنه تصوير شكيبايي است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف، به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري ميرم زن ميگيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پولهايش را برداشتي؟» متهم: «يعني ميفرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امتداد يك خيابان رو به تنهائيست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفت آنکه در جهان هنر جز خدا نبود رفت آنکه یک نفس ز خدایی جدا نبود افسرد نای و ساز شکست و ترانه مرد ظلمی چنین بزرگ ، خدایا، روا نبود ای بر کشیده سوی دیار فرشتگان چشم تو جز به عالم لاهوت وا نبود بال و پری بزن به فضای جهان روح در این قفس،برای تو،یک ذره جا نبود پرواز کن که عالم جان زیر بال تست جای تو در تباهی این تنگنا نبود مرهم گذار خاطر ما، در عزای تو ، جز یاد نغمه های تو اشک ما نبود