❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خستگی فقط زمانی روی میدهد که شوق رفتن را از دست می دهیم ... کا[!]ت فقط دوست را به یاد بیاوریم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر از خدمتت دورم ز دل شرمندگی دارم ولیکن از صمیم قلب تو را من دوست دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بای ...... من رفتم ...............
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا ، فردا شد و باز هم تو گفتی فردا ، امروز دلم مانده و یک دنیا حرف ، یک هیچ به نفع تو تا فردا…….
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه فکر می کردم غم انگیزترین غروب غروب زندگیست ، ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری تونیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ازعذاب بی توبودن درسکوت خود خرابم / دوری ازصورت ماهت هرنفس میده عذابم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درقید غمم، خاطر آزادکجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه زمانیست زما یادنکردی، ای آنکه نرفتی دمی ازیاد کجایی؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پاییز اززمستون غمگین تره چون بهارو ندیده، ولی من از پاییزغمگینترم، چون خیلی وقته توراندیدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میدونی چراغروب سرخه؟ چون می بینه ما ازهم دوریم آتیش می گیره.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام… چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غروبا وقتی که خورشید ته دریا میمیره، دلم از دوری تو قد یه دنیا میگیره…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ، او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در جهان مثل غریبانم نمیدانم چرا؟ روزو شب سر در گریبانم نمیدانم چرا؟ هرکه را جای محبت جان فدایش میکنم ، مثل عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به تو پرواز را اموختم و رهایت کردم تا ستاره ی دنباله دار باشی.... کاش با تو از عشق می کفتم تا بیاموزی کمی وفادار باشی! بادبادک کوچک من!