❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون یا از پشت گرفتتت .. یا همون لحظه پرواز رو یادت می ده.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلا یاران سه قسم اند گر بدانی زبانی اند و نانی انـد و جـانی به نـانی نان بده از در برانـش تو نیـکی کن یه یاران زبـانی ولیـکن یـار جـانی را نگهدار به پـایش جـان بده تا می توانی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من برم افطار .... فعلا بای .....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بارون نمیشم که نگی با چه منتی خودشو به شیشه می کوبه تا نیم نگاهی بیندازم ابر میشم که از نگرانی یه روز بارونی هر لحظه پنجره رو بگشایی و من رو تو آسمون نگاه کنی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پادشاه قلبم , با تو من خوشبخت ترین پرنسس روی زمینم....اما بی تو همون سیندرلای کفش کتونی می مونم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من برای سال ها مینویسم ...... سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند....... افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود...... همیشه یکی بود یکی نبود ........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند " عشق بورز به آنها که دلت را شکستند " دعا کن برای آنها که نفرینت کردند " درخت باش به رغم تبرها " بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کودک نجوا کرد:خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید پس کودک فریاد زد:خدایا با من صحبت کن!و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد کودک فریاد زد :خدایا یک معجزه به من نشان بده و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید کودک در نا امیدی گریه کرد و گفت: خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم،پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدا سلام رساند و گفت ......... (دیدگاه )
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران هم روی ظالم ، هم روی مظلوم می بارد ، ولی مظلوم بیشتر خیس می شود چون ظالم چتر مظلوم را دزدیده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من رفتم ...... بای .... آنقدر دوستتون دارم که دستتون را میبوسم ....