((...S&p...))
وقتی تو دهه پنجاه یا شصت به دختری میگفتی با من ازدواج میکنی؟! جا میخورد و تعجب میکرد و شایدم بعدش قند تو دلش آب میشد و شایدم با کیف میزد تو سرت که سشوار کشیده بودیش...حالا امروز وقتی به دختری میگی با من دوست شو این روند اتفاق میافته فقط فرقش موهای تو هست که دگ ژل و تافت داره یا حداقل سشوار زده نیست.
((...S&p...))
کاش دوستی های ماهم مثل این انیمیشن بود...وقتی بچه بودیم و این شخصیت هارو میدیدیم هیچ فکرش و نمیکردیم که قراره یه روزی توی این دنیا انقدر غصه بخوریم یا سختی بکشیم...بالاخره هر کدوممون تو زندگی هامون مشکلاتی داریم...غنی و فقیر و با هر رنگی که باشیم توی زندگی همه ما خلاء هایی هست...خلاء هایی که وقتی بچه بودیم نبود...یا اصلا برای ما مهم نبود...کاش بچه میشدیم...و بچه گی ما به این زودی ها با گناه و غرور و خشونت و خود سری جوانی عوض نمیشد...مرسی از همه بچه های دیروز...
((...S&p...))
علی پروین در روز سوم مهر ۱۳۲۵ در تهران، محله بازار، کوچه غریبان به دنیا آمد.او پنجمین فرزند یک خانواده پرجمعیت ده نفره است .[۲] علاقه پروین به فوتبال از همان سالهای کودکی شکل گرفت . در همان سالها خانوادهاش به محله دولاب ( خیابان عارف) نقل مکان کردند. این جابجایی در افزایش علاقه او به فوتبال تاثیر بسزایی داشت زیرا محله دولاب به خاطر داشتن زمینهای خاکی فراوان مثل زمین نادر، زمین منبع، زمین عارف و ... مورد توجه علاقهمندان به فوتبال بود . وی در مهرماه ۱۳۳۲ وارد دبستان شد و از مدرسه توحید، تحصیل را آغاز کرد ولی علاقه شدید او به فوتبال مانع پیشرفت او در زمینه درسی شد. پروین فوتبال را به طور جدی از دوازده سالگی و از زمین عارف واقع در خیابان ۱۷ شهریور و محلات شیوا و غیاثی آغاز کرد . اولین تیمی که او به عضویت آن درآمد تیم عارف بود که با همت و تلاش جعفر بیگی تاسیس شده بود.
((...S&p...))
پرتره خانم جولی اثرماندگار از martin scholler تقدیم به همه خانم ها و آقایان علاقه مند به این بازیگر بزرگ و تاریخی! این پرتره بدون برنامه های کامپیوتری و یا دخالت گرافیکی ثبت شده...هم اکنون در نمایشگاهی در شهر نیویورک مورد بازدید عموم قرار گرفته! و حالا تاپ اورجینالیتی در دنبالر!!! از طرف س.پ تقدیم به شما!
((...S&p...))
وقتی که زمین هست ز هستی...وقتی که زمان در پی مستی...من از دو جهان چشم بریدم...وقتی که دلم سخت شکستی...آداب من مست چنین شد...وقتی که در و پنجره بستی...من خسته از آداب طبیعت...هم خسته از جان و منیت...من خسته ازین بوم دورنگی...تو باز برو...تکه سنگی...از س.پ.دقایقی قبل
((...S&p...))
سلام من به تو یار قدیمی منم همون هوادار قدیمی...هنوز همون خراباتی و مستم...و... بودم خواستم دوباره بگم سلا...م
مست میریم زیر علم حسینی...یهو به جای جلو خیابون میریم تو دکه روزنامه فروشی...کنار جوب...
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبلخدارو شکر که اهل هیچ کدوم از اینا نیستم.بخودم افتخار میکنم....
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 18 دقيقه قبلبیا..بیا دلم برات تنگه! آسمون چشات چه خوشرنگه!!! تو لبات غنچه خندوننننننننه!!! جون منی وحی دردونه!!!بیا بیا با هم بریم خونه....
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 16 دقيقه قبلدمت گرم

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبلچاکریم...
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبل