nasim
اینقدر که تو لگد به بخت خودت زدی بروسلی به حریفاش نزد..... والا
nasim
ﺧﺪﺍﯾﺎ !... ﺍﻧﺪﻛﯽ ﻧﻔﻬﻤﯽ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ،ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻛﻨﯿﻢ! ﻣﺮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﺲ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﯾﻢ !...
nasim
اسباب بازی هایش را جمع میکردم......ماتم برد وقتی دلم را میان انها دیدم.....
nasim
از شیشه باش اما به همه بگو از سنگم....مردم این زمونه فقط دنبال شکستنند....
nasim
خدایا یادت هست ؟ دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام گفتی این نه بهتر از اینو برات گذاشتم کنار پامو کوبیدم زمین و گفتم من همینو میخوام آروم تو گوشم گفتی آخه اون از من قول یکی دیگرو گرفته ....
nasim
و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود دلش آغوش گرم میخواهد!

13 سال و 24 روز و 21 ساعت و 37 دقيقه قبلسلام



13 سال و 24 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلراست میگید
یکی ازبرادرزاده هام باشوهرش کمی بگومگوکردند یه هویی قلبش گرفت
زنگ زدندمن سراسیمه رفتم
بردیمش بیمارستان آمل
جالبه بیمارستان آمل 3 روز ایشون رو آی سی یو بستری کردند وبمن گفتند :مریضتونو ببرید یه جای خوب
مارومیگی شدیم یه عمو مملوازاحساس مسئولیت
یک فوق تخصص قلب رو میشناختم که تهران بود وکارش خیلی درسته
ایشون بیشترآمریکاست گاهی میآد ایران
هرطوربودنوبت گرفتم مریض روبردیم تهران -آقای دکترمعاینه ای کردگفت :مریض هیچ چیش نیست
بعدش محض خاطرجمعی ما
ماروفرستاد یک بیمارستان خصوصی که ازقلب اکو و...معاینات وآزمایشهای دقیق بگیرند وهمه رو داخل سی دی کپی کنند
مااینکارو کردیم بماند چه گرفتاریهایی کشیدیم وبایدبرای یک آمپول میرفتیم سراغ دلالها و...
بعدازمعاینات رفتیم خدمت دکتر ودکتر سی دی رو نگاه کرد بعدش گفت مریض چیزیش نیست
برادرزادم وشوهرش گفتند:آقای دکتر ماکلی راه اومدیم چقدردردسرکشیدیم شب توماشین خوابیدیم اینهمه پول بیمارستان دادیم..ینی چی طوریش نیست خوب نگاه کنید
منم دیدم اوضاع مناسبه یه طنازیه
گفتم:مملکت نیست ماداریم که
همه جاپارتی بازیه
الان اگردکتربامن آشنا نبود میگفتن مریضی....
حالامن موندم بیمارستان آمل باداشتن چندتاپزشک متخصص چرا3 روز توآی سی یو نگهش داشتن؟وطوری هم گفتن مریضتون درببرید که من گفتم:واااای این جوون 30 ساله باداشتن توتابچه ازدست ما رفت