دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر مهرابیان

دانشجوی رشته ی کامپیوتر، گرایش نرم افزار و مدیر وبسایت linuxseason.ir علاقه مند به توسعه دهیِ نرم ... درباره »
امیر مهرابیان
مرد - مجرد
امتیاز: 1226.75

دنبال‌شدگان

(353 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(272 کاربر)

گروه‌ها

(56 گروه)

بازدید

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان
توسط پیامک

آدم میره مهمونی غذا رو دوس نداره، همه ام کلید میکنن روش. اینو نمیخوای؟ اونو نمیخوای؟ بابا اگه میخواستم میخوردم

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

مامانم داره میره مسافرت گفت ظرفا رو جمع کنین بیارین بشورم. اومدم تو اتاقم دنبال ظرف کثیف، یه لیوان که توش شیر خورده بودم و مال هفته ی پیش بود پشت میز لپ تاپم پیدا کردم. یه ظرف شیرنشاسته مال دوهفته پیش که سرما خورده بودم زیر تختم بود، یه بشقاب رشته پلو هم اونور تختم بود. بعله، یه همچین آدمیم من

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

به یه سری سیریشا باید گفت : Just Shup Up

امیر مهرابیان
Screenshot at 2012-11-18 22:01:۵۰.jpg امیر مهرابیان

یه سریام پیدا میشن، نسخه ی ۱۲.۱۰ اوبونتو با پوسته Unity 3D رو توی VPS اونم روی Virtual Machine نصب میکنن فکر کنم تا حالا چیزی به اسم نسخه ی سرور به گوشش نخورده

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

این سیستمِ "شاید بشناسید" نمیدونم چه پدرکشتگی با من داره. اسمش واسه من میباست باشه: "خز و خیل ترین کاربران"

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

اوبونتو ۱۲.۱۰ تو راهه. Dash Home گرافیکی تر شده. و دیگه چیزی به نام Ubuntu 2D نداریم. فقط Ubuntu 3D. لحظه شماری میکنم واسه دانلود

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

به کتابخونه ی بابام نگاه میکنم حسرت میخورم. تفاوت نسل ها. من شاید یک صدمِ بابام کتاب خونده باشم، دلم به حال خودم میسوزه ... /

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

با کمک یکی از بچه ها یه پنل WHMCS زدم بعد نتونستم دی[!] کنم اعصابم خورد شد, یه یوزر جدید ساختم 50هزارتومن ریختم تو حسابش

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

یه سوال واسه من پیش اومده. یَنی قبل از اینکه [!] بوک و دنبالر و اینا ساخته شه مردم اینهمه چرت و پرت رو تو مغزشون نگه میداشتن؟

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

طرف تا دیشب تیریپ خودکشی برداشته بود از من آدرس جایی رو میخواست که بره قرص برنج بخره, حالا امروز بهش میگم چه خبر؟ میگه حوصلم سررفته بود با بچه ها رفتیم سیم های ویولُنم رو عوض کردیم اومدیم ...

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

بین ده تا پونزده دقیقه توی گرما منتظر تاکسی ایستاده بودم بالاخره یه تاکسی اومد همین که داشت به من نزدیک میشد یه مردِ میانسال از راه رسید, اومد جلوی من دستشو بلند کرد واسه تاکسی, سوار شد رفت آدم چی به این ملت بگه؟

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

میگه : احساس میکنم خودتو واسم میگیری, حس میکنی خیلی از من سَر تری؟ میگم : من آناهیتا؟ مگه من چی دارم که احساس کنم از تو سَر تَرَم؟ میگه : احساس کردم همچین توهمی واست پیش اومده ...

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

داداشم الان اومده خونه, 2تا پلاستیکِ پُفَک دستشه. فکر کنم هفت, هشت تا پفک بودن, ازش میپرسم اینهمه پفک واسه چی گرفتی؟ میگه واسه سَحَریم گرفتم بخورم. فک و فامیله داریم؟ نه جدا فک و فامیلِ که داریم؟ سَلامَتِ روانیِ که میباره

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

بعضی ها تو زندگیت هستن اصَن یه وضعی ... باید با قلاب به خودت آویزونشون کُنی که همیشه همراهت باشن. قلاب رو باز نکنی ها ...

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

یه تبلیغ هست, تلویزیونِ ایران میذاره, در مورد اعتیاد به اینترنت, خیرِ سَرَم هر وقت رفتم توی سالُن اینا زدن تلویزیونِ ایران, داشت این تبلیغِ رو میذاشت. بعد که تموم میشه همه یه نگاه به من میکنن بعد بلند میزنن زیرِ خنده. تصمیم گرفتم دیگه توی سالن نرم ... /