یه بار رفتیم توی پایگاه بسیج , یه بسیجیه اونجا بود (از اون خفناش!!)داشت تعریف از خودش و بسیج و پایگاه و این چیزا می کرد بعد گفتش که ما عشق بازی هامون رو اینجا در این مکان مقدس می کنیم!!بهش گفتیم ای مارمولک , پس اینجا رو کردی مکان..!!قیافش اینجوری شد=>...
یکی از خوانندگان روزنامه دنیای اقتصاد از فعالیت یک دختربچه 5 ساله در قالب یک کارگر ساختمانی در سطح شهر تهران خبر داد.
خبرنگار دنیای اقتصاد برای پیگیری ماجرا به محل فعالیت این کودک مراجعه کرد و مشخص شد که به علت فقر مالی این دختر بچه روزانه 8 ساعت به همراه پدرش در ساختمانهای در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت میکند.
پدر این دختر بچه -یگانه - میگوید: چون کسی را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازند 6 ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.
او میگوید: در مامازند یک اتاق اجاره کرده که ماهانه 100 هزار تومان اجاره میدهد.
پدر یگانه میگوید: به دلیل اینکه یگانه را روزها سر ساختمان میآورم، او نیز پا به پای من کار میکند و فعالیتهای سبکی همچون حمل کیسههای مصالح ساختمانی را انجام میدهد. او میگوید: یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.
این کارگر کوچک ساختمانی امیدوار است که مسوولان و شرکتهای ساختمانی برای استخدام پدرش به عنوان یک سرایهدار از خانوادهاش حمایت مالی کنند.
متن زیرگفتوگو با این کودک 5 ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.
یگانه! چرا اینجا کار میکنی؟
پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او میآیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد میکند هر وقت کیسههای سیمان را بلند میکند اذیت میشود و شبها از شدت درد خوابش نمیبرد. من زور ندارم، اما کمکش میکنم که کمتر اذیت شود.
خانهتان کجاست؟
خیلی دور است ما در خانهمان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.
چرا پیش مادربزرگ یا خالهات نمیروی؟
مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.
چه درخواستی از مسوولان داری؟
پدرم نمیتواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداریم. هیچ کس کمکمان نمیکند. پدرم میگوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگیمان خوب میشود.
یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه مینداخت . یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون . قضیه به گوش استاد میرسه جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم گفتن با کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا میشن برن بیرون استاده میگه کجا میرید وقتش تموم شد تا ساعت 10 بود..!!!
دختر جلو نشسته بود و برادر عقب. برادر با حجب و حیای برادر وارش سرش رو جلو کشید و به دختر گفت : خواهر موهاتون از پشت روسری افتاده بیرون. گفتم شاید خبر نداشته باشین. دختر برگشت یکم نگاش کرد و با حالت اشمئزاز گفت: چرا برادر خبر دارم. اگر می دونی حالت بد می شه برو خودتو به دکتر نشون بده. مرد یهو حجب برادروارش رو کنار گذاشت و با خشم گفت: عجب پر رو و وقیحی. بهت گفتم موهاتو بکن تو. دختر با نفرت برگشت و بهش توپید: برادر، سی سال پدر و مادرامون پر رویی نکردنو احترام تو و امثال تو رو داشتن رو فرق سرمون نشستید و ریدید به مملکت. ولی ما مثل اونا نیستیم. پس خفه شو و بشین سرجات وگرنه بیشتر فحشت می دم. برادره دیگه هیچی نگفت ولی همینطور زیر لب غر می زد....برادر=>
این آهنگ موزیک آنشرلی با موهای قرمز هستش با متن..حالا نمی دونم اون آهنگ از این اومده یا این رو اون آهنگ , اهنگشو خونده....در کل خیلی قشنگه..George Michael Careless Whisper [لينک]
استیوی ری وان یک اسطوره واقعی موسیقی بلوز و یکی از بهترین گیتاریست های است که که تاکنون دنیای موسیقی به روی خود دیده است. او را اغلب با آهنگ سیل تگزاس (Texas Flood) میشناسند. شیوه خارق العاده گیتار نواختن SRV و تلفیقات هوشمندانه او بین موزیک بلوز و راک تاثیرات زیادی بر روی هردوی این سبک ها گذاشته است.[لينک]

15 سال و 2 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبلفدامدات..
15 سال و 2 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبل