faafaa
عشق پشت چراغ قرمز نمی ماند.......
faafaa
ای که رفتی به زیارت، خبری بود؟ ..............ازآه یتیمان گرسنه، اثری بود ؟ ..............ای شیخ بگو، شمش طلا را چه کسی برد ؟ ...............از سفره مردان وطن، نان چه کسی خورد؟ .............ای شیخ بگو، مشکل ما، پوشش زن بود؟ ..........یا آنکه شبی با دل خوش، سیر شدن بود؟...........
faafaa
دختری که از سن 8 سال و 9 ماهگی بالغ محسوب میشه............و معادل یه پسر 15 ساله مسئول اعمال خود است...........وطبق قانون مجازات میتوان او را مشمول مجازات های حدود و قصاص کرد.......تا 40 سالگی...........حق اخذ تصمیم برای خود جهت رفتن به خارج از کشور را ندارد.......................
Kian
آلمان در جهنم آزادي تحقير شد!!!!!
۩۞۩وحید۩۞۩
تو تهران وقتی به تهرانپارس رسیدم ،میخواستم برم پردیس ، سوار که شدم کرایه نوشته بود 2500تومان به پردیس که رسیدم راننده(جوان)خورد نداشت ازم 3000 تومان گرفت ، گفت 500 تومان خورد ندارم گفتم اشکال نداره،قبلش از تهرانپارس به میدان آزادی رفتم از راننده (پیر)پرسیدم کرایه چنده گفت 2050تومان ،موقع پیدا شدن به راننده ِ 2000 تومان دادم ،گفت 50تومان کمه ،گفتم خورد ندارم یعنی بالا بریم پایین بریم این 50تومان و ازم گرفت ، سوالم اینه که مملکته داریم ?! به خاطر خورد نداشتن اون راننده ی جوان از 500 تومان گذشتم ولی این راننده ی پیر 50 تومان و گرفت ...
Kian
سلام دوستان، متاسفانه ساعت سه و چهارده دقیقه امروز یه زلزله به بزرگی 7.5 تا 7.7 ریشتر شهرستان سراوان تو سیستان و بلوچستان رو لرزوند! بیاین دعا کنیم خیلی تلفات نداده باشه!
Kian
همه ی اونایی که احساس بزرگی می کنن و یه جای بلند که گیرشون میاد می رن روشو داد میزنن: آی جوونا مواظب باشین دل فلانی رو نشکنین، دل فلانی رو نشکنین، دل ... خلاصه! من که هیچی.. چون هرکی بهم میرسه و درموردم نظر میده میگه تو یه آدم بی روح و بی احساسی! می خوام بدونم جواب این همه دلای جوونا که شکسته رو کی باید بده؟ چرا جوونای تو سن و سال من همیشه باید افسرده و تنها باشن؟ مگه جوونا چیکار کردن.... می خوام بدونم....
سرباز ایران
قطع انگشتان سه دانشآموز حادثه شین آباد/لغو اعزام به خارج از کشور
عشق پشت چراغ قرمز نمی ماند
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبلاندیشیدن ممنوع
چراغ قرمز است
سخن گفتن ممنوع
چراغ قرمز است
بحث پیرمون علم و دین و
صرف و نحو و
شعر و نثر ممنوع
اندیشه منفور است و زشت و ناپسند
از لانه ی مهر و موم شده ات
پا فراتر نگذار
چراغ قرمز است
زنی را ....یا که موشی را مشو عاشق
عشق ورزیدن چراغش قرمزاست
مرموز و سری باش
تصمیم خود را با مگس هم در میان مگذار
بی سواد وبی خبر بمان
شرکت مکن در جرم فحشا یا نوشتن
زیرا که در دوران ما
جرم فحشا از نوشتن کمتر است
اندیشیدن درباره ی گنجشکان وطن
و درختان و رودها و اخبار ان ممنوع
اندیشیدن به انان که به خورشید وطن تجاوز کردند
ممنوع
صبحگاهان شمشیر قلع و قمع به سویت می اید
در عناوین روزنامه ها
در اوزان اشعار
ود رباقیمانده قهوه ات
در بر همسرت استراحت نکن
انها که صبح فردا به دیدارت می ایند
اکنون زیر کاناپه هستند
خواندن کتابهای نقد و فلسفه ممنوع
...................
انها که صبح فردا به دیدارت می ایند
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبلمثل بید در قفسه های کتابخانه کاشته شده اند
تا روز قیامت از پاهایت اویزان بمان
تا قیامت از صدایت اویزان بمان
و از اندیشه ات اویزان باش
سر از بشکه ات بیرون نیاور
تا نبینی چهره این امت تجاوز شده را
گر روزی بخواهی نزد پادشاه بروی
با همسرش
با دامادش
یا حتی سگش که مسئول امنیت کشور است
و ماهی و سیب و کودکان را می خورد
و گوشت بندگان را نیز
باز می بینی چراغ قرمز است
و یا اگر روزی بخواهی
و ضع هوا را .. و اسامی در گذشتگان را
و اخبار و حوادث را بخوانی
باز می بینی چراغت قرمز است
یا اگر روزی بخواهی
قیمت داروی تنگی نفس
یا کفش بچه گانه
یا قیمت گوجه فرنگی را بپرسی
باز می بیینی چراغت قرمز است
یا اگر روزی بخواهی
صفحه طالع بینی را بخوانی
تا بخت خود را پیش از پیدایش نفت
و پس از اکتشاف ان بدانی
یا بدانی که در ردیف چهار پایان جایگاه تو کجاست
باز می بینی چراغت قرمز است
............................
یا اگر روزی بخواهی
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبلخانه ای مقوایی بیابی تا تو را پناه دهد
یا در میان بازماندگان جنگ بانویی بیابی تا تسلایت دهد
یا یخچال کهنه ی پیدا کنی
باز می بینی چراغت قرمز است
یا بخواهی در کلاس ازا ستاد بپرسی
چرا اعراب امروزی با اخبار شکست ها تسلا می یابند
و چرا عرب ها مثل شیشه در هم می شکنند
بازمی بینی چراغت قرمز است
با گذر نامه عربی سفر نکن
دیگر به اروپا سفر نکن
زیراا چنان که می دانی اروپا جای ابلهان نیست
ای وانهاده
ای بی هویت
ای رانده شده از همه نقشه ها
ای خروسی که غرورت زخم خورده
ای که کشته شده ای بی هیچ جنگی
ای که سرت را بریده اند بی انکه خونی بریزد
دیگر به دیار خدا سفر نکن
خدا بزدلان را به حضور نمی پذیرد
با گذر نامه عربی سفر نکن
و مثل موش کور در فرودگاه منتظر نمان
زیرا چراغت قرمز است
به زبان فصیح نگو
که مروانم
عدنانم
سحبانم
به فروشنده موبور هارودر
نام تو برایش مفهومی ندارد
و تاریخ تو تاریخی دروغین است سرورم
در لیدو به قهرمانهایت افتخار نکن
که سوزان
و ژانت
و کو لت
و هزاران زن فرانسوی دیگر
هرگز نخوانده اند
داستان زیر و عنتر را
............................
دوست من تو خنده اور به نظر می رسی
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبلدر شب های پاریس
پس فورا به هتل بر گرد
چراغ قرمز است
با گذر نامه عربی سفر نکن
در مناطق عربی نشین
که انان به خاطر یک ریال می کشندت
و شب هنگام وقتی گرسنه می شوند می خورندت
در خانه حاتم طائی مهمان نشو
که او درو غگو و متقلب است
مبادا صدها کنیز و صندوقچه طلا
فریبت دهد
دوست من شبها به تنهایی پرسه نزن
میان دندانهای اعراب
تو برای ماندن در خانه ی خود هم محدودیت داری
تو در قوم خود هم ناشناسی
دوست من
خدا عرب ها را بیامرزد
................................./.