شَـہ ـرامـ ـ
داد بزن , جیغ بکش.منم می خوام بیشتر اشک بریزم تا ببینی چقدر داغونم , دست کشیدم من ازدامن خدا و دار و دسته اَش...من عاشقم,عاشق داد زدن...
شَـہ ـرامـ ـ
توسط پیامک
وقتی که رپ قی شد از گلوی هر لمپن علاف...
شَـہ ـرامـ ـ
زندگی بازیه و سکانس سکانسه در پس هم// پلانای تکراری روی نوار پشت سرهم// تصویری مبهوم به رو پرده و چند تا چشم مبهوت//که شدن خیره و روزگار مث هیبت ماموت// زندگی یه داستانه پر از نقش مثبت و منفی..
شَـہ ـرامـ ـ
آخه چیه چه رسمیه گذاشتی تو تو این دنیا//زنده باشی گناه کردی خود کشیشم هستش گناه؟!
شَـہ ـرامـ ـ
سکانس یک مردم جورواجورو درگیری لفظی سکانس دو بوق و چراغو فحشو ترمز دستی سکانس سه مادر و دست یه بچه توی دستکش غرغرو پیاده رو یه مردو با بطریه دستش سکانس چهار لبولبو دو مامور جلب لبوها کودکی یتیم و با التماس و آه و نفرینا سکانس پنج بیمار لاعلاج و ناامید و پارک چشمشه وصله به آدما لباس و انواع مارک سکانس شش مردی دمپایی پاره به پاش داره فریاد میکشه از گلو نون خشک دمپایی پاره سکانس هفت معتاد و نعشه نشسته پشت یک جوی تزریق و زره زره سوزوندن رگهای یک جون سکانس هشت مریض خونه مرده شور اشکو لبخند که یه جا حرفه میته و یه جا فرزند دلبند سکانس نه ویلا ژیلا و قلب غمگین ژیلا که چرا ویلایی ژیلا دار بشه نه ژیلا ویلا؟