Roham............
ینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟
Roham............
چقدر پیــــاده رو ها را کـــــــــــــــش می دهند . . . این برگهای پــاییـــــــــــــزی ! می خواهم پیـــــــــــــاده شوم . . . سوار اتوبوسی تنــــــــــــــــــــــد رو شوم . . . تا پاییـــــز را رد کنم. . . فصل عاشـــــــــــــــقان را . . . ما را چه به این حرفا. . .
Roham............
اشک هایم شور... نگاهت شیرین... یادت تلخ ...زندگی با مزه ای دارم ....!
Roham............
اينگونه زندگي کن : تجربه از ديروز ، استفاده از امروز و اميد به فردا . ولي ما زندگيمان را اينگونه تباه ميکنيم : حسرت ديروز ، اتلاف امروز و ترس از فردا .
Roham............
ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست .
Roham............
مردها مثل جای پارک (پارکینگ) هستن خوباشون که قبلا اشغال شده بقیشون که مونده یا کوچیک هست یا جلو در مردم.
Roham............
آدما می تونند پسر باشن اما پسرا نمی تونند آدم باشن
Roham............
مي داني ... پزشکان که هيچ حتي مامورين بازيافت هم از اين قلب شکسته قطع اميدکرده اند !!!
Roham............
برای تنوع هم که شده گاهی. . . . باش ...