Nazanin
همه ی نیمکت های پارک دو نفره ان…
بیخیال روی چمن میشینم…
Nazanin
آدم وقتی فقیر میشه خوبیهاشم حقیر میشه اما کسی که زور داره یا زر داره ، حقارت هاش هنر میشه
Nazanin
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه نمک را بگذار برای من که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند ! . .
Nazanin
آدم مرد باشه و از تو آشغالها نون دربیاره تا اینکه آشغال باشه و از نامردی نون دربیاره… .
Nazanin
بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از کارهای خطایی که مرتکب شده ایم ، نیست … بلکه از این است که… چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم ...
Nazanin
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت … فهمیدم که گاهی “هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”
Nazanin
بودم! دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری . رفتــــــــــم
Nazanin
من ، با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم ……