Nazanin
موبایلم امروز بهم گفت: چرا منو میزنی شارج، واسه چی؟ واسه کی؟هیچ جوابی نداشتم بدم ،فقط از اتاق رفتم بیرون گذاشتم کمی با خودش خلوت کنه
Nazanin
عقب تر برو بگذار بی تو نفس کشیدن را، تجربه کنم خوب میدانم ، مادام که نباشی هوا بی منطق نفس گیر میشود برایم ...
Nazanin
به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامیه !
Nazanin
بیچاره آسمان!!!! دلش به خورشیدی خوش است که هر روز دورش میزند...!!!
Nazanin
بــــی تـــــــو اما به چــــه حالــــی من از آن کــــوچه گذشتم ...
Nazanin
دلایـــــل بودنم را مــــــرور میکنم هر روز! هر روز از تعدادشان کـــــم میشود! آخرین باری کـــــه شمردمشان تنهـــــا یک دلیل برایم مانده بود ...! آنهـــــــم دیدن تـــــو بود !!
Nazanin
من خودم یه اتفاقم اتفاق در کمینی که ،افتاده ..... تودیگه از حادثه ی رفتنت، نترسانم
Nazanin
متنفرم از عشق هایی که مثه حلقه های دود سیگار اول بزرگ میشه و بعد محو....
Nazanin
حافظه ی آدم های ِ غمگین قوی ست ! می دانند کجای ِ کدام خیابان ، آن روز <مُـــــــردند>
Nazanin
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام....♥
Nazanin
گراهام بل ِ لعنتی عزیز ! تلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به اختراع نداشت !! حوصله ات سر رفته بود... " چسب ِ قلب " اختراع می کردی ؛ می چسباندیم روی این ترک های قلب ِ صاحب مرده ـمان! و غصه ی زنگ نخوردن ِ تلفنی که... اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم !! ساده بگویم گراهام بل عزیز ! حال ِ این روزهای مرا ، تو هم مقصری ..
Nazanin
تمام شــــهر از بــــــس عاشقـــــی کرده انــــد قهارنـــــد! امـــا مــــــــن نــــاشیــــانه دوستت دارمــــــ ...!