دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Nazanin

این روزها انقدر بی حوصله ام که فرمایش همه متینه... درباره »
Nazanin
زن - مجرد
امتیاز: 3073

دنبال‌شدگان

(386 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(68 گروه)

بازدید

Nazanin
Nazanin

خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس

Nazanin
1310345496_romantic-flowers-photo-libend-28.jpg Nazanin

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ درود بر کسانی که : از پاکیشان دوستی آغاز میشود ، از صداقتشان دوستی ادامه میابد و از وفایشان دوستی پایانى ندارد…

Nazanin
Nazanin

سلامممممم به بروبکس دنبالر

Nazanin
Nazanin

بدرووووووووووود دوستای گلم

Nazanin
Nazanin

مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در دستش داشت، این کار را می کرد! در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد. وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟! مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده خود بسیار ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود: دوستت دارم بابایی روز بعد آن مرد خودکشی کرد!

Nazanin
Nazanin

خدایا ما را ببخش به خاطر درهایى که زدیم و هیچ کدام خانه تو نبود

Nazanin
Nazanin

من وخدا هر روز صبح فراموش میکنیم . . . . او خطای من و من لطف او را… .

Nazanin
Nazanin

صدای خنده ی خدارامیشنوی؟؟ دعایت را شنیده به آنچه محال می پنداری می خندد.

Nazanin
9028faec74be.jpg Nazanin

کاری بکن این بار خدای ، مهربون من زبونم ، بند اومد ... ای وای ، کجا رفت ، همزبون من !؟

Nazanin
three_parrot_tulips.1024.jpg Nazanin

Nazanin
vwk8j1y1w9wfkrygpwfv.jpg Nazanin

Nazanin
ij6lsmrpp2wa6co05q.jpg Nazanin

Nazanin
12630192327.jpg Nazanin

Nazanin
flower__10.jpg Nazanin

Nazanin
Nazanin

شما یادتون نمیاد؟قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت:بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم!