من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم : هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم و در آخر هر دو پی بردیم تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …
از פֿـــوבم یک انبــآرﮮ سـآפֿـتــم بـ ـآ این حرفهــآﮮ تلــنبـآر شــــבه !! کـآش مثـلِ قبـــل بیــآﮮ و بگــــــویـﮯ : " اگــر حرفهـآتُ بـﮧ من نگـღـﮯ بــﮧ کـ؟ﮯ بگـﮯ ؟!
آنکه بین من و تو شام جدایی آورد ، می کنم نفرینش ، یا الهی ، بکنش چون من زار ، پیش معشوقش خار ، هر دو چشمانش تار ، تا بداند چه به من می گذرد ، از غم دوری آن چشم عزیز