من خيلي وقتا تو خيالم خودمو و يه سري از بچه هاي دنبالري رو تصور ميكنم كه همه با هم واسه مثلا يه هفته تو يه خونه زندگي ميكنيم حتا به جزئياتشم فك كردم ! يا حتا اينكه فلاني آب رو ببند فلاني حمومه يخ ميكنه ، اينكه نوبت كيه كه آشپزي كنه ، البته چون من بلد نيستم هميشه ظرف شستن واسم ميمونه و اينكه چندتا آقا هم هستن كه مثلا ميرن خريد ، شبا دور همي ميشينيم پاستور بازي ميكنيم هميشه هم اينا حكم بازي ميكنن كه من بلد نيستم ! يه دختري هم هس تو ذهنم كه نميشناسمش نميدونم چرا اينقد گوشه گيره هميشه نشسته تو اتاق ناراحته بعد يه دختر خبيث هم هس كه اينو اذيت ميكنه هنوز واسه اينا كاراكتر دنبالري در نظر نگرفتم ! فقط نميتونم خودمو قانع كنم چرا همه دور هم جمع شديم ! اردو بوده ؟ ميتينگ بوده ؟ چي بوده ؟!!!
بر پا نکن در دل ِ من آشوب دیگری ..
13 سال و 4 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبل: )
13 سال و 4 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 30 روز و 4 ساعت و 12 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبللایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبل