ســآرا
تازه رسیدم به این آرامشی که دارم....تو دلم آشوب به پا نکن. . .
ســآرا
"بهشت" جای عجیبی نیست...فقط یک فضای چند وجب در چند وجب است میان بازوان کسی که دوستش داری
ســآرا
همیشه حرارت لازم نیست!..گاهی از سردی یک نگاه می توان آتش گرفت
ســآرا
زن جوری عاشقت میشه که حس میکنی هیچوقت از پیشت نمیره...ولی وقتی میشکنه جوری میره که حس میکنی هیچوقت عاشقت نبوده
ســآرا
نمی بخشمت!..ولی فراموشت میکنم, همیشه به همین سادگی از آدمهای بی ارزش می گذرم
ســآرا
چه اسیرِِ آزاده ای است کسی که زندانی "دل" تو باشد...
ســآرا
کلماتم خیس میشوند در نگاهت...میدانی! طعم خوبی دارد "بودنت"
ســآرا
مرا حبس کن در آغوشت,,من برای حصارِِ بازوان تو مجرم ترین زندانی ام
ســآرا
خوش به حالت "حوا"!..خودت بودی و آدمت, وگرنه آدم تو هم به "هوای" دیگری میرفت
ســآرا
گاهی درست در لحظه سقوط فرصت پرواز هم هست,,انتخاب با توست
بر پا نکن در دل ِ من آشوب دیگری ..
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل: )
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 9 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 55 دقيقه قبللایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 57 دقيقه قبل