سجاد
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم / با خیال او ولی تنهای تنها میروم ــــــــــــــــ در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی / شاید او حتی بگوید لایق من نیستی ـــــــــــــــــ مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
اینا هم فضولی بلدن... کار ِ خدا!
15 سال و 4 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبلاون یکی که گردنش رو میبره بالا خیلی جالبه
15 سال و 4 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبلالله پرست به نکته خوبی اشاره کردی
اصلا دقت نکرده بودم بهش 
15 سال و 4 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 59 دقيقه قبلخیلی صحنه جالبیه ، نکرد بره جلو از همونجا گردنش رو بالا کرد
15 سال و 4 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبلخوب میخواست بگه قدش بلنده دیگه
15 سال و 4 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبل