Sajjad
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی شود / باید بگویم اسم دلم دل نمی شود
Sajjad
چندی است تمرین می کنم/ من می توانم می شود/ آرام تلقین می کنم/ حالم نه، اصلا خوب نیست؛ تا بعد بهتر می شود/ فکری برای این دل آرام و غمگین می کنم/ من می پذیرم رفتهای و برنمی گردی، همین/ خود را برای درک ای ن، صد بار تحسین می کنم/ کم کم ز یادم می روی/ این روزگار و رسم اوست/ این جمله را با تلخی اش، صد بار نمرین می کنم . . . . . . . . . . باید فراموشت کنم
Sajjad
مرگ چیست؟ مرگ مادر مهربانی است که بچه خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش می کند و می خواباند.
Sajjad
شاهزاده ترین دختر عالم اونی نیست که موهای بلند طلایی داره؛ موهای شاهزاده ترین دختر عالم را ندیدم . . .
Sajjad
کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.
Sajjad
بی شک این دنیایی که هیچ کجایش Ctrl+Z تعریف نشده هیچ وقت نمی تواند دنیای آرزوهایمان باشد
Sajjad
عشق مثل ساندویچه که اونو از دو طرف شروع می کنن به خوردن، وقتی به هم می رسن که تموم شده.
Sajjad
دو تا آدم برفی در دو طرف یک رودخانه عاشق هم بودند، از عشق هم آب شدند شاید یه جا وسط رودخانه به هم برسند.
Sajjad
مرگ از زندگی پرسید: چرا من تلخم و تو شیرین؟ زندگی در جواب گفت: چون من دروغم و تو حقیقت
Sajjad
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود .........می گذاررم با خیالت روزگارم سر شود ........... از چه می ترسی برو دیوانگی های مرا ............ آن چنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود
Sajjad
قرار بود مجنون بی لیلی بمیرد و ایضا لیلی هم ... . ماه ها از بی هم بودنشان می گذرد و هر دو هنوز زنده اند! لیلی هم لیلی های قدیم. مجنون هم ایضا ...
Sajjad
من غریبه دیروزم . . . آشنای امروز . . . و فراموش شده فردا . . . پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنید
Sajjad
معمولا آدما از این که بعد از مرگ فراموش بشن وحشت دارن ؛ ولی چه سخته زنده باشی و فراموش بشی . . . . . .
Sajjad
جایت همیشه سبز است در خلوت خیالم / خوبم به خوبی تو گر چه نپرسی حالم