خــــاله سمانـــــه
بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین باشی
خــــاله سمانـــــه
•قاصدک داشت از کنارم رد میشد گرفتمش قسمش دادم تا بیاد پیشت بهت بگه که من خیلی دوست دارم ....حالا بهت گفته یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خــــاله سمانـــــه
•وقتی خدا بدرقه ات میکرد گفت:جایی میری که مردمی داره که میشکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم،توی وجودت عشق میگزارم و اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی دوباره برمیگردی پیش خودم
خــــاله سمانـــــه
lموقعی که میخواستمت میترسیدم نگات کنم موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم بهت عادت کنم موقعی که بهت عادت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم
خــــاله سمانـــــه
•همیشه گریه نشانه ضعف نیست،گاهی نشانه یه بخشش، گاهی یه فداکاری،گاهی یه ظلم، گاهی نماینگر عظمت یه ...عشق
خــــاله سمانـــــه
خاك آدم هنوز نابيخته بود / عشق آمده بود ودر دل آويخته بود / اين باده چو شير خواره بودم خوردم / ني ني مي و شير باهم آميخته بود
خــــاله سمانـــــه
فرشتگان در آن به حالت متعجب مي نگريستند و حضرت حق در آب و گل چهل شبانروز تصرف كرد وآن را به نظر عنايت پرورش مي داد و به حكمت ازلي با ملايكه مي گفت : شما در گل منگريد ، در دل نگريد
خــــاله سمانـــــه
ما به مقام خاكي راضي بوديم ما را به عنايت بي علت از كنج ادبار بيرون آورد بي اختيار ما خلعت اضافت ( من روحي ) بر سر وجود ما انداخت.
خــــاله سمانـــــه
• غیر از غروب جمعه مرا مرده فرض کن/تاریک و دلشکسته و افسرده فرض کن /یک آسمان قرار به هم خورده فرض کن/دلتنگی درخت اناری که دست را /از درد انتظار به سر برده فرض کن/یک رو سری پر از گل مریم که گونه اش/در دست های فاصله پژمرده فرض کن/لب های دل سپرده به آغوش ماه را/در زیر بوسه های شب آزرده فرض کن/من اهل روز های خوش هفته نیستم /غیر از غروب جمعه مرا مرده فرض کن
خــــاله سمانـــــه
همه خفتن به غیر از من و پروانه و شمع / قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز