سحـــر خاتـــون
تموم شهر خوابیدن...من از فکر تو بیدارم...یه روز میفهمی از چشمام چه احساسی به تو دارم..................
سحـــر خاتـــون
دلیل اینکه تنهایی...همین دستای تنهامه...همین دنیای تاریکم...همین تردید چشمامه...
سحـــر خاتـــون
میخوام مثل قدیما مثل سابق...یه وقتایی یکی با من بخنده...یکی باشه که دستامو بگیره...یکی باشه که زخمامو ببنده...
سحـــر خاتـــون
میدیدم دارم از چشمات میفتم...مدارا کردم و چیزی نگفتم...
سحـــر خاتـــون
اگه یکی باشه منو بفهمه...براش غرورمو به هم میزنم...گریه که سهله...زیر چتر شونش تا آخر دنیا قدم میزنم...
سحـــر خاتـــون
بـــــــودم ...
دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری
.
.
.
رفتــــــــــم
سحـــر خاتـــون
اعتماد به نفس بعضی ها رو اگه خر داشت الان سلطان جنگل بود!!
سحـــر خاتـــون
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
............
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست
شیطون!فقط به خاطر اسمت کاری باهات ندارم!وگرنه عاقبت موهات به همین شکل این شکلکه دچار میشد 
15 سال و 29 روز و 20 ساعت و 1 دقيقه قبلاینا اسم دارن
15 سال و 29 روز و 17 ساعت و 27 دقيقه قبلآهااا راست میگی!یادم رفته چی بود اسم این؟؟؟
15 سال و 29 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلایشون کی باشن من نمیشناسمشون
15 سال و 29 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبلکوچیک شما...جلال هوون
15 سال و 29 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل