سحـــر خاتـــون
بار اول با معذرت خواهی بار دوم با گریه بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری ! ولی بار چهارم... دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی! ... ... چون حتی اگه بمونه باز موقتیه ! یعنی کسی که دلش با تو نباشه و بخواد بره...میره! بفهــــــــــم ! پس فقط برو کنار و بهش بگو : خـــــــداحــاف ظ . بیشترش دیگه نمیارزه باور کن
سحـــر خاتـــون
دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند!؟ شیشه خرد می شود ولی از هم نمی پاشد!؟ این روزها همان شیشه ام؛ خرد و تکه تکه، از هم نمی پاشم ... ولی شکسته ام ...
سحـــر خاتـــون
روزگار غریبی بود / روزگار عجیبی هست / روزگار خوبی خواهد شد
سحـــر خاتـــون
حالــــم گرفته از اين شهر... كه آدم هايش همچون هوايش ناپايدارند !!! گاه آنقدر پـاك كه باورت نمي شود! گاه چنان بيمعرفت كه نفست ميگيرد !!!
سحـــر خاتـــون
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد ، پس به امید فرداها “محبتهایمان” را ذخیره نکنیم . . .
سحـــر خاتـــون
همه جایم درد میکند...از بس محکم زده ای...چوب کم محلی را ...!
سحـــر خاتـــون
به جان چشمانت قسم اینبار آنچنان رفتنی ام … که ، کاسه های آب را هم قسم دهی نه آن روزها باز میگردند و نه من . . .

14 سال و 6 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 41 دقيقه قبل